counter create hit
مطالب مرتبط:

روایتی کمدی از زندگی امیر کبیر به صحنه می رود

روایتی کمدی از زندگی سردار بزرگ ایران (امیرکبیر) با عنوان «فین جین» به کارگردانی ابوالفضل حاجی علی خانی از نوزدهم فروردین به صحنه عمارت ارغنون می رود. ...

شراره درشتی بیوگرافی و عکس های شراره درشتی و ماجرای ازدواج و فوت همسرش

عکس های شراره درشتی و بیوگرافی این بازیگر شراره درشتی، زاده سال 1354 در شهر تهران است. او بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. او سال های پیش فعالیتش را از تئاتر شروع کرد و به دلیل ازدواج با رضا ژیان، فعالیت وی در تئاتر بیشتر شدو پس از فوت همسرش او از ا ...

۵ ماه بعد از زلزله؛ زندگی همچنان در چادر

زمین لرزه ۷.۳ ریشتری شامگاه یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ در نزدیکی ازگله، استان کرمانشاه حدود ۷۰ هزار بی خانمان برجا گذاشت. در تصاویر زیر زندگی زلزله زدگان کرمانشاه در چادر ۵ ماه پس از وقوع زلزله را می بینید. ...

طی حکمی از سوی احمد ضیایی؛/ حسینی مدیر روابط عمومی فدراسیون والیبال شد

طی حکمی از سوی رییس فدراسیون والیبال امیر حسینی به عنوان رییس کمیته روابط عمومی شد.

ظریف در شورای روابط خارجی آمریکا سخنرانی می کند

وزیر امور خارجه کشورمان روز 23 آوریل(3 اردیبهشت) برای سخنرانی در مورد خاورمیانه و برنامه هسته ای ایران در شورای روابط خارجی آمریکا در نیویورک حضور خواهد یافت. ...

زندگی عجیب مرد اسپانیایی با گرگ ها سوژه شد +تصاویر

زندگی عجیب مرد اسپانیایی که به راحتی با گرگ ها زندگی می کند سوژه بسیاری از رسانه ها شد.

۲۶ سال زندگی متفاوت آقای «بی خیال»

ماجرا به ٢٦ سال قبل برمی گردد. زوج جوان باخبر می شوند که به زودی صاحب فرزند خواهند شد. لابد مثل هر زوج دیگری شاد می شوند و برای زندگی آینده برنامه می ریزند. لابد هر روز را در انتظار نوزادشان سر می کنند. لابد به خیال بافی هایی شوخ و سرخوش درباره آینده مشغولند. اما ...

۶ راه مهم برای افزایش صبر و شکیبایی در زندگی

داشتن صبر یکی از رازهای داشتن زندگی موفق و سرشار از شادی است. یکی از مهمترین ویژگی های هر شخص برای موفق بودن باید داشته باشد صبر وشکیبایی است. در این مقاله به شما 6 راه برای افزایش صبر در زندگی تان پیشنهاد می کنیم. نوشته ۶ راه مهم برای افزایش صبر و شک ...

تاکید ظریف بر توسعه روابط اقتصادی و سیاسی با سنگال، برزیل، اروگوئه و نامیبیا

وزیر امور خارجه کشورمان گفت: صادرات محصولات و کالاهای غیرنفتی و خدمات فنی â مهندسی به سنگال را دنبال میâکنیم.

با کلاب رنتر یک قدم به زندگی مدرن نزدیک شوید

امروزه اینترنت بخش جداییâناپذیر از زندگی افراد است و به همین دلیل بسیاری از کسب و کارها خدمات و محصولات خود را از طریق سایتâهای اینترنتی به مردم معرفی میâکنند. ...

ارتباط موفق با فرزندان، ده نکته کلیدی

رابطه شما با فرزندتان وقتی خوب و اصولی پیش می رود که توأم با احترام، عشق و تعامل باشد.

چگونه با والدین همسرمان رفتار کنیم؟

روش صحیح برخورد با والدین همسر خود بسیار مهم تر از آن چیزی است که فکرش را بکنید، در این مقاله میخواهیم راهکارهای برخورد و رفتار با والدین همسر را بررسی کنیم: به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ تعارض میان همسران، قطار ارتباط را از ریل خارج نمی کند؛ اما مد ...

رابطه زناشویی در بارداری، چسب زندگیتان را نکنید

حاملگی بهترین زمان برای با هم بودن و روابط زناشویی یکی از راه های مهم برای ایجاد زندگی است.

رازهای زندگی مشترک، حرف زدن هنگام ناراحتی

به دنبال موضوع مورد اختلاف باشید نه یافتن نقاط ضعف یکدیگر. در کشمکش دوستانه افراد به دنبال شناخت و حل مشکل می روند فارغ از اینکه این مشکل متعلق به کدامیک از طرفین است. ...

علت ارضا نشدن مرد، حین رابطه زناشویی

چرا هنگام رابطه زناشویی ارضا نمی شویم؟

انتخاب همسر و ازدواج، معیار چی باشه بهتره؟

برای ازدواج لازم هست زوجین در یک سری مسائل تناسب و شباهت داشته باشند تا سازش و تفاهم با کمترین انرژی صورت پذیرد.

رابطه زناشویی موفق، درمان رفتارهای بد شوهر

برای داشتن یک رابطه زناشویی موفق اول از همه زوجین باید به ویژگی ها و تفاوت هایی که با یکدیگر دارند احترام بگذارند. البته تلاش برای اصلاح اشتباهات یکدیگر ارزش خود را دارد اما این تلاش باید آگاهانه و منطقی و در زمان و مکان مناسب صورت گیرد. ...

راههای شاد کردن شوهر، افزایش دلگرمی به زندگی

چه کار کنم همسرم به زندگی دلگرم بشه؟

مشکلات روابط زناشویی، ناگفته های زنانه

بر خلاف اختلالات مردانه تقریبا در مورد مشکلات زناشویی در خانم ها سکوت کامل حکمفرما است.

با عشق زندگی رویای کار و یا ازدواج/ شوهر من بیننده در یک دختر اما..! عکس:

با سودای زندگی رؤیایی با همسن مادرش ازدواج کرد / شوهرم عاشـق یک دختر شده اما..! + عکس

مرد جوان که وارد زندگی رویایی به خارج از کشور, سن مادرش ازدواج به دنبال آشنایی با یک دختر جوان دل بسته بود.مدرن و در عین حال برای پیدا کردن عشق واقعی در زندگی خود راه دادگاه خانواده که ازدواج قبلی پایان. گزارش اخبار در صبح سرد زمستان سرد است. هنگامی که با فایل ها در زمان شعبه 276 به پایان است. منشی دادگاه به اطلاع قاضی گفت که این زن "طلاق با توافق". در نتیجه با قاضی سفارش"غلامرضا احمدی" در وسط از عمل, با, رنگارنگ, روسری مانتوی گل ... خوش آمدید به صندلی نشست. بلافاصله پس از او جوانی قد بلند, شلوار لی, قنتد, ژاکت قهوه ای و آبی تن وارد دادگاه به جلسه. هر دو آرام و راحت به مرکز موقت بر خلاف اصلی کاربران عصبانیت یا نوسانات در این مناطق دیده می شود.   بعد کاغذ پرونده گفت: "در وهله اول. با در نظر گرفتن تفاوت زن و شوهر است. این است که چرا شما می خواهید یک طلاق؟"زن جواب داد: "زمان نمی خواهد یک ازدواج مصلحتی است طلاق مجلس است." بلافاصله یک مرد جوان گفت: "همه چیز خوب است و هیچ مشکلی با هم نداریم. جز یک مسأله...»   و زن به میان حرف‌های شوهرش پرید و گفت: «جز این‌که او حالا عاشق شده و می‌خواهد با دختری همسن و سال خودش ازدواج کند. این موضوع چندان غیر طبیعی نیست و من هم به او حق می‌دهم و آرزوی خوشبختی برایشان دارم.» ...و مرد دوباره گفت: «البته فقط این نیست. حالا کار و بارم هم بهتر شده و فکر می‌کنم در وطن خودم می‌توانم آینده‌ام را بسازم.»     پس از آن زن و مرد از گذشته‌شان صحبت کردند. ماجرای ازدواج «ابراهیم» و «مهرناز» به 4 سال پیش باز می‌گشت. در آن روزها مهرناز از شهر تورنتوی کانادا به تهران آمده بود تا به دوستان و اقوامش سری بزند. یک شب هم میهمان خانواده ابراهیم بود که حرف زدن درباره زندگی در کانادا ابراهیم را به مهاجرت علاقه‌مند کرد. چراکه او سودای اقامت در یک کشور خارجی همانند کانادا را در سر داشت. همان شب مهرناز تأکید کرد که در صورت ازدواج با یک شهروند کانادایی می‌تواند در مدت کمتری اقامت بگیرد و... همان شب ابراهیم به مهرناز پیشنهاد داد که او را با اماکن تفریحی و گردشی جدید تهران آشنا کند و به همین بهانه پس از یک هفته رفت وآمد سرانجام به او درخواست ازدواج داد. اما مهرناز تأکید کرد که باید ابتدا موضوع را با مادر و خانواده‌اش در میان بگذارد.این درحالی بود که مادر ابراهیم با این وصلت بشدت مخالفت کرد و گفت: «من آرزوهای زیادی دارم و نمی‌توانم دوستم را در لباس عروسم ببینم.» پدرش هم گفت:«دلم می‌خواهد اسم یک دختر جوان در شناسنامه پسرم ثبت شود، نه زن مطلقه‌ای که جای مادرش باشد.»     اما ابراهیم که پایش را در یک کفش کرده بود تا هر طور شده به کانادا برود، با کمک مهرناز، خانواده‌اش را متقاعد کرد که عقدشان فقط یک ازدواج مصلحتی خواهد بود که بعد از دریافت اجازه اقامت، با طلاق خاتمه خواهد یافت. بدین ترتیب آنها ناگزیرموافقت کردند و دو هفته بعد مراحل آزمایش و کارهای اداری صورت گرفت و مهرناز با مهریه 1343 سکه طلا و گرفتن حق طلاق بدون قید وشرط به عقد ابراهیم درآمد. او در روز عقد به پدر و مادرشوهرش اعلام کرد که رقم مهریه و اجازه طلاق را برای اطمینان از ممنوع الخروج نشدن از سوی ابراهیم ثبت می‌کند و چشمداشتی به مهریه‌اش ندارد. چند روز بعد هم تازه عروس 50 ساله تهران را ترک کرد تا آن‌که سه سال بعد موفق شد مجوز اقامت ابراهیم را بگیرد. اما وقتی این خبررا به شوهرش داد و جواب او را شنید دهانش از تعجب بازماند. چرا که ابراهیم از آنسوی خط تلفن گفت:«من دیگه نمی‌خوام از ایران برم.من یه عشق واقعی پیداکردم ومی خواهم باهاش زندگی کنم. و...»     قاضی که بدین‌ترتیب از داستان ازدواج این زوج با خبر شده بود، از آنها پرسید: «آیا در این مدت همدیگر را ندیدید؟ یا روابط زناشویی نداشتید؟» مهرناز جواب داد: «از روزی که با هم عقد کردیم فقط چند روز با هم بودیم. اما نه من و نه ابراهیم مثل زن و شوهر به هم نگاه نمی‌کردیم. برای من یک نوعدوستی بود و کمک به پسر دوست قدیمی‌ام. از تاریخ عقدمان نه ابراهیم به تورنتو آمد و نه من به تهران. تا این‌که خبردار شدم به دختری علاقه‌مند شده و کسب و کارش هم رونق گرفته است. حالا یک ماه است در تهران هستم و در هتل اقامت دارم. برای همین تصمیم گرفتیم طلاقمان را ثبت کنیم تا ابراهیم بتواند به خواستگاری دختر مورد علاقه‌اش برود. حالا هم مهریه و همه حقوقم را می‌بخشم.»   قاضی از ابراهیم پرسید:«باید به دختری که دوستش داری، موضوع ازدواج مصلحتی‌ات را گفته باشی. درست است؟» و مرد جوان با تکان دادن سر، این موضوع را تأیید کرد.   قاضی سپس رو به زن گفت: «راستی شما در این سال‌ها هرگز ازدواج نکردید؟» مهرناز جواب داد: «چرا. ولی همسر اولم معتاد بود و به سختی توانستم از او طلاق بگیرم. بعد از آن به کمک برادرم، فرزند شش ماهه‌ام را برداشتم و راهی غربت شدم. در همه این سال‌ها روی تربیت دخترم حساس بودم و حتی او را به مهدکودک هم نسپردم. باور کنید فرزندم را پشتم می‌بستم و در فروشگاه کار می‌کردم. کم کم تحصیلاتم را ادامه دادم و حالا وضع مالی‌ام خیلی خوب است. هیچ نیازی هم به ازدواج نداشتم و ندارم و ترجیح می‌دهم فقط به آینده فرزندم فکر کنم.»   قاضی پس از شنیدن این حرف‌ها، فرم مربوط به طلاق توافقی را برداشت و مطالب مربوط به حقوق طرفین همچون مهریه، اجرت‌المثل، نفقه، جهیزیه و... را نوشت و از هر دو طرف خواست زیر آن را امضا کنند. وقتی که مهرناز و ابراهیم می‌خواستند دادگاه را ترک کنند، قاضی رو به زن کرد و گفت:«راستی جواز اقامت این جوان چه شد؟ حالا باطل می‌شود؟» و مهرناز جواب داد:«مشکلی نیست. هر وقت بخواهد می‌تواند بیاید. امیدوارم با همسرش بیایند و مدتی هم میهمان ما باشند.» و ابراهیم هم لبخندی زد و گفت:«ممنونم. تا همین جا هم بی‌جهت شما را به زحمت انداختم.»